|
|
نوشته شده در پنج شنبه 12 خرداد 1390
بازدید : 391
نویسنده : پرویز طهماسبی
|
|
چو زین بگذری مردم آمد پدید سرش راست بر شد چو سرو بلند پذیرندهی هوش و رای و خرد ز راه خرد بنگری اندکی |
|
شد این بندها را سراسر کلید به گفتار خوب و خرد کاربند مر او را دد و دام فرمان برد که مردم به معنی چه باشد یکی |
:: موضوعات مرتبط:
فردوسی ,
,
:: برچسبها:
شاهنامه فردوسی ( 8 ) : گفتار اندر آفرینش مردم ,
نوشته شده در پنج شنبه 12 خرداد 1390
بازدید : 409
نویسنده : پرویز طهماسبی
|
|
نوشته شده در پنج شنبه 12 خرداد 1390
بازدید : 462
نویسنده : پرویز طهماسبی
|
|
چراغست مر تیره شب را بسیچ چو سی روز گردش بپیمایدا پدید آید آنگاه باریک و زرد چو بیننده دیدارش از دور دید |
|
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ شود تیره گیتی بدو روشنا چو پشت کسی کو غم عشق خورد هم اندر زمان او شود ناپدید |
:: موضوعات مرتبط:
فردوسی ,
,
:: برچسبها:
شاهنامه فردوسی ( 6 ) :در آفرینش ماه ,
نوشته شده در پنج شنبه 12 خرداد 1390
بازدید : 442
نویسنده : پرویز طهماسبی
|
|
نوشته شده در سه شنبه 13 ارديبهشت 1390
بازدید : 508
نویسنده : پرویز طهماسبی
|
|
 طهماسبی
سخن هر چه گویم همه گفتهاند اگر بر درخت برومند جای کسی کو شود زیر نخل بلند توانم مگر پایهای ساختن کزین نامور نامهی شهریار |
|
بر باغ دانش همه رفتهاند نیابم که از بر شدن نیست رای همان سایه زو بازدارد گزند بر شاخ آن سرو سایه فکن به گیتی بمانم یکی یادگار |
:: موضوعات مرتبط:
فردوسی ,
,
:: برچسبها:
فردوسی ,
شاهنامه ,
شعر ,
دیوان ,
اشعار ,
عرفان ,
,
نوشته شده در سه شنبه 13 ارديبهشت 1390
بازدید : 539
نویسنده : پرویز طهماسبی
|
|
 طهماسبی
چو از دفتر این داستانها بسی جهان دل نهاده بدین داستان جوانی بیامد گشاده زبان به شعر آرم این نامه را گفت من جوانیش را خوی بد یار بود |
|
همی خواند خواننده بر هر کسی همان بخردان نیز و هم راستان سخن گفتن خوب و طبع روان ازو شادمان شد دل انجمن ابا بد همیشه به پیکار بود |
:: موضوعات مرتبط:
فردوسی ,
,
:: برچسبها:
فردوسی ,
شاهنامه ,
شعر ,
دیوان ,
اشعار ,
عرفان ,
,
نوشته شده در سه شنبه 13 ارديبهشت 1390
بازدید : 647
نویسنده : پرویز طهماسبی
|
|
 طهماسبی
دل روشن من چو برگشت ازوی که این نامه را دست پیش آورم بپرسیدم از هر کسی بیشمار مگر خود درنگم نباشد بسی و دیگر که گنجم وفادار نیست |
|
سوی تخت شاه جهان کرد روی ز دفتر به گفتار خویش آورم بترسیدم از گردش روزگار بباید سپردن به دیگر کسی همین رنج را کس خریدار نیست |
:: موضوعات مرتبط:
فردوسی ,
,
:: برچسبها:
فردوسی ,
شاهنامه ,
شعر ,
دیوان ,
اشعار ,
عرفان ,
,
نوشته شده در سه شنبه 13 ارديبهشت 1390
بازدید : 501
نویسنده : پرویز طهماسبی
|
|
بدین نامه چون دست کردم دراز جوان بود و از گوهر پهلوان خداوند رای و خداوند شرم مرا گفت کز من چه باید همی به چیزی که باشد مرا دسترس |
|
یکی مهتری بود گردنفراز خردمند و بیدار و روشن روان سخن گفتن خوب و آوای نرم که جانت سخن برگراید همی بکوشم نیازت نیارم به کس |
:: موضوعات مرتبط:
فردوسی ,
,
:: برچسبها:
فردوسی ,
شاهنامه ,
شعر ,
دیوان ,
اشعار ,
عرفان ,
,
|
|
|